بسم الله الرحمن الرحیم
مورچه ای بر صفحه ی کاغذی قدم می زد ؛ ناگاه در برابر دیدگانش جوهری بر کاغذ چکانده شد و
خطی نوشته شد .مورچه با کنجکاوی دنبال نویییییییییییییییسنده می گشت !!
و کنجکاو بود بداند این کلمات چگونه ایجاد شدند ؟ ! در اول چشمش جوهر را دید و
گفت این کلمات را جوهر نوشته ،بعد به دنبال جوهر ؛ خودنویس را دید که جوهر از آن می ریزد ،
گفت : نه ! این نوشته از قلم است . بعد به دنبال قلم حرکت کرد و دستی را دید
که قلم را حرکت می دهد ؛ گفت : پس این نوشته از دستی است که قلم را حرکت می دهد ؛
بعد با دقّت بیشتری سر بالا کرد و دید این دست به شخصی وصل است ، گفت : فهمیدم ؛
این نوشته را شخص با دستش به وسیله ی قلم می نویسد .
بعد فکر کرد و ... ساعت ها فکر کرد و بر اثر اندیشیدن ، بصیرت پیدا کرد و دید که شخص هم
خودش به تنهایی قادر به نوشتن نیست و دریافت که شخص هم صاحب روحی است
که امورات جسم را تدبیر می کند و حرکت جسم از روح است ؛ پس اوست که می نویسد !
بعد دوباره و سه باره در تفکری عمیق فرو رفت و با بصیرت دل دریافت که در پشت پرده خبرها است ! !!
و................. این روح هم به قادر مطلق و به قدرت لایزال الهی وبه سرچشمه ی وجود وصل است و
از آنجاست که جان می گیرد و به جسم هم جان می بخشد .
پس این نوشته را او که " هو المتکلم " است به روح تعلیم می دهد و روح به جسم منتقل می کند ،
و جسم به دست نیرو می دهد و دست به وسیله ی قلم و جوهر می نوسد .
و این مطالب نوشته می شود ......... در ادامه مطلب با ما همراه باشید .
برچسبها:


















